خون هیولا

نویسنده : آر.ال.استاین

مترجم : غلامحسین اعرابی

چاپ پنجم  1390

زمانیکه ایوان با عمه بزرگ و اسرار آمیزش زندگی می کرد ، روزی یک مغازه اسباب بازی فروشی قدیمی را می بیند و یک بطری گرد گرفته  خون هیولا می خرد. اوایل بازی با آن سرگرم کننده است اما ایوان متوجه چیز غریبی در آن ماده لزج سبز رنگ می شود. به نظر می رسد که دارد زیاد می شود. بیشتر و بیشتر ...

و انگار این رشد اشتهایی هیولایی می یابد...

 آیا جرات دارید ، با مکانی پر از ارواح ، مومیایی ها ، خون آشام ها ، و دیگر مخلوقات ترسناک روبرو شوید؟

شاید پس لز یک بار ملاقات با آن ها دیگر هرگز برنگردید!

در دایره وحشت بعدی بگو پنیر و بمیر.

وحشت در انتظار شماست ... بشتابید ...